رويای گمشده

واي باران ، باران
شيشه پنجره را باران شست
از دل من اما چه كسي نقش تو را خواهد شست ...
آسمان سربي رنگ
من درون قفس سرد اتاقم دلتنگ
مي پرد مرغ نگاهم تا دور
واي باران ، باران
پر مرغان نگاهم را شست...

خواب روياي فراموشيهاست
خواب را در يابيم كه در آن دولت خاموشيهاست...... ))

با اجازه از پريسا خانم

/ 4 نظر / 18 بازدید
Sam

سلام.خيلی ممنون که بهم سر زدی و پيغام گذاشتی. فقط بذار اول وبلاگت رو بخونم تا بعد نظر بدم :) ولی بايد وبلاگه جالبی باشه.نه؟ :) خوب فعلن بای.موفق باشی

parisa

سلام . اجازه ما هم دست شماست.

شبهای مسکو

سلام اقاقيا متشکرم .به وبلاگ زيبايتان لينک دادم .پيروز باشيد.

mohammad

سلام از نوشته های شما لذت بردم هميشه برقرار باشيد